ويژه نامه شب دوم محرم (تقوا و پرهیزکاری در سیره حسینی(ع))

امام حسین علیه السلام، در روز عاشورا: بندگان خدا! پرهیزگاری کنید و از دنیا بر حذر باشید... . توشه بردارید که بهترین توشه، پرهیزگاری است. پرهیزگاری کنید، شاید که رستگار شوید. امام حسین علیه السلام فرمود: شنیدم که جدّم پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود: «به واجبات الهی عمل کن، پرهیزگارترینِ مردم می شوی»

بقره 281

تقوا و پرهیزگاری در احادیث امام حسین علیه السلام

1- شرافت، به پرهیزگاری است.

2- امام حسین علیه السلام، در روز عاشورا: بندگان خدا! پرهیزگاری کنید و از دنیا بر حذر باشید... . توشه بردارید که بهترین توشه، پرهیزگاری است. پرهیزگاری کنید، شاید که رستگار شوید.

3- امام حسین علیه السلام فرمود: شنیدم که جدّم پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود: «به واجبات الهی عمل کن، پرهیزگارترینِ مردم می شوی».[1]

پنج شرط برای انجام گناه

مردی نزد سید الشهداء علیه السّلام آمد و گفت:

أنا رجل عاص و لا اصبر علی المعصیة فعظنی فقال علیه السلام. افعل خمسة اشیاء و اذنب ما شئت فاوّل ذلک، لا تأکل رزق اللَّه و اذنب ما شئت و الثّانی اخرج من ولایة اللَّه و اذنب ما شئت و الثّالث اطلب موضعا لا تراک اللَّه و اذنب ما شئت و الرابع اذا جاءک ملک الموت فادفعه عن نفسک و اذنب ما شئت الخامس و اذا ادخلک مالک النّار فلا تدخل فی النّار و اذنب ما شئت.

مرد گفت: مردی عصیانگرم که نمی توانم از گناه باز بایستم. مرا موعظه کن.

امام فرمود: پنج کار را انجام بده، هر گناهی که می خواهی مرتکب شو.

1- روزی خدا را مخور و هر گناهی که می خواهی مرتکب شو.

2- از سرزمین خدا بیرون رو، هر گناهی که می خواهی مرتکب شو.

3- جایی را بجوی که خدا ترا نبیند، هر گناهی که می خواهی مرتکب شو.

4- هر گاه فرشته مرگ به سراغت آمد او را از خودت دور ساز، هر گناهی که می خواهی مرتکب شو.

5- وقتی نگهبان دوزخ تو را به آتش می افکند در آتش داخل مشو و هر گناهی را که می خواهی مرتکب شو[2].

چقدر زشت است اعمال کسی که برای بهره بردن بیشتر از نعمتهای خدا، به دیگران ستم می کند! به کسانی که خود را دوستدار حسین (ع) می دانند و به شفاعتش در قیامت، چشم دوخته اند، می گوئیم آیا آن حضرت از عصیانگران شفاعت می کند؟ اگر چنین باشد، چه تفاوتی بین فرمانبرداران و عصیانگران وجود دارد؟[3]

تقوا شرط نجات

طاووس یمانی گوید:

نیمه شبی که همه جا را سکوت گرفته بود به طواف خانه خدا رفتم. دیدم که جوانی زیبارو و خوش قامت پرده کعبه را گرفته و با سوز و آه وصف ناپذیری این چنین با پروردگار مناجات می کرد: «چشم ها به خواب رفته است و ستارگان در آسمان دمیده اند و تو پادشاه زنده و پایدار جهان هستی. در این تاریکی شب همه شاهان و حاکمان، درهای کاخ هایشان را بسته اند و نگهبانان بسیاری بر آن گماشته اند. (آری همه درها بسته است)

ولی در خانه تو به روی نیازمندان همواره باز است. و اینک من به درگاه تو پناه آورده ام تا به من با نظر رحمتت بنگری. ای مهربان ترین مهربانان.»

سپس این اشعار زیبا را خواند:

یا من یجیب دعاء المضطر فی الظلم

یا کاشف الکرب و البلوی مع السقم

قد نام و فدک حول البیت قاطبة

و انت وحدک یا قیوم لم تنم

ادعوک رب دعاء قد امرت به

فارحم بکائی بحق البیت و الحرم

ان کان عفوک لا یرجوه ذو شرف

فمن یجود علی العاصین بالنعم؟

«ای خدایی که دعای بیچارگان را در تاریکی های شب اجابت می کنی و ای کسی که دردها و رنج ها و بیماری ها را برطرف می کنی!

همه مهمانان تو در اطراف خانه ات خوابیده اند و تنها تو هستی که هرگز به خواب نمی روی، ای خدای قیوم! پروردگارا! تو را به دعاهایی که خودت آن را آموخته ای می خوانم و از تو می خواهم که به حق خانه و حرمت به چشمان اشکبار من رحم کنی.

اگر بخشش تو به مجرمان درگاهت نرسد پس گنهکاران به درگاه چه کسی پناهنده شوند؟!» آن قدر مناجات کرد و اشک ریخت که بیهوش افتاد. من دویدم سر مبارکش را به دامن گرفتم در حالی که گریه، به من امان سخن گفتن نمی داد.

اشک هایم به صورت امام علیه السلام ریخت و آن حضرت به هوش آمد و با حالتی نالان فرمود:

«من ذالذی شغلنی عن ذکر ربی» «کیستی که مرا از ذکر پروردگارم باز داشتی؟» عرض کردم: «منم طاووس یمانی، خادم ارادتمند شما. ذلیل و خاک پای شما. ای مولای من! چرا اینقدر گریه می کنی و به درگاه خداوند تضرع و زاری می نمایی. فرمود: «اگر من گریه نکنم پس چه کسی باید بگرید.» گفتم: «شما فرزند رسول خدا و امیرمؤمنان هستید و مادرتان فاطمه زهرا و پدر گرامی تان امام حسین می باشد. شفاعت روز قیامت به دست جد توست و رحمت خداوند زیاد است و نسبت به شما از همه کس بیشتر.» حضرت نگاهی به من نمود و فرمود: «دع عنی و حکایة ابی و امی و جدی» «واگذار حکایت پدر و مادر و جد و حسب و نسب را.» «ان الله خلق الجنة لمن اطاعه و لو کان عبدا حبشیا و خلق النار لمن عصاه و لو کان سیدا قرشیا»

«خداوند بهشت را خلق فرمود برای کسی که او را اطاعت کند هر چند غلام حبشی (سیاه رنگ و مجهول الهویه) باشد و جهنم را خلق فرمود برای کسی که او را معصیت کند هر چند سید هاشمی (و فرزند پیامبر خدا باشد).» مگر نشنیده ای قول خداوند را که می فرماید: «فاذا نفخ فی الصور فلا انساب بینهم یومئذ و لا یتسائلون».[4] «روز قیامت حسب و نسب به کار کسی نمی خورد. چه سود که کسی بگوید من پسر پیغمبر هستم.»

شیر را بچه به او ماند همی

تو به پیغمبر چه میمانی بگو

پسر پیغمبر باید مثل خود پیغمبر باشد. آن حضرت آن قدر در شب ها نماز خواند و به عبادت ایستاد که پاهای مبارکش ورم کرد و آیه نازل شد که: «طه، ما انزلنا علیک القران لتشقی».[5]

«ای پیامبر ای ماه شب چهارده! ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که تا این حد خود را به مشقت اندازی.» (حالت پیامبر اکرم این چنین بود و بنابراین سادات و ذریه آن حضرت نیز باید خوفشان از بقیه بیشتر باشد.) ای طاووس! اما این که سخن از شفاعت پیامبر اکرم گفتی، بدان که به آن نیز اطمینانی نیست، زیرا خداوند می فرماید: «لا یشفعون الا لمن ارتضی».[6]

اگر خدای نباشد ز بنده ای خشنود

شفاعت همه پیغمبران ندارد سود

و این که گفتی خداوند رحمت واسعه دارد، مگر نخوانده ای قرآن را که می فرماید: «ان رحمت الله قریب من المحسنین».[7] «همانا رحمت خداوند شامل حال نیکوکاران است» و نمی دانم که در صف نیکوکاران باشم. این سخنان را فرمود و با دیده گریان به سجده افتاد و مرتب می گفت:

«لا اله الا الله حقا حقا، صدقا، صدقا».[8] آری. بی جهت نیست که خداوند متعال خطاب به امام سجاد علیه السلام فرموده است: «تو، آقا و سید عبادت کنندگان و زینت اولیای گذشته من هستی.»[9].[10]

ذکر مصیبت (سرزمین اندوه و بلا)

امّ سَلَمه گفت: روزی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در خانه ام نشسته بود که فرمود: «کسی بر من وارد نشود».

من، چشم انتظار بودم، که حسین علیه السلام وارد شد و صدای گریه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را شنیدم. سَرَک کشیدم. دیدم حسین علیه السلام در دامان پیامبر صلی الله علیه و آله است و ایشان، گریه کنان، دست بر پیشانی خود می کشد. گفتم: به خدا سوگند، نفهمیدم کی داخل شد!

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «جبرئیل، با ما در خانه بود و گفت: او (حسین) را دوست داری؟

گفتم: از دنیا [او را] دوست دارم.

جبرئیل گفت: بی تردید، امّتت، او را به زودی در سرزمینی به نام کربلا می کشند».

[امّ سلمه گفت:] سپس جبرئیل، از خاک آن جا برگرفت و به پیامبر صلی الله علیه و آله نشان داد[11]

پس از آن که در «عُذَیب الهِجانات»[12]، فرمان عبید اللّه بن زیاد، برای در تنگنا قرار دادن حسین علیه السلام رسید: حسین علیه السلام، بیرون آمد و فرزندان و برادران و خانواده اش که رحمت خدا بر ایشان باد، پیشِ رویش بودند.

حسین علیه السلام، لَختی به ایشان نگریست و گریست و فرمود: «خدایا! ما خاندان پیامبرت محمّد صلی الله علیه و آله هستیم و از حرم جدّمان، بیرون رانده شده ایم و بنی امیه، بر ما ستم کرده اند. حقّ ما را [از ایشان] بگیر و بر این قوم کافر، یاری مان ده».

سپس حسین علیه السلام در میان خانواده اش بانگ زد و از آن جا حرکت کرد تا روز چهارشنبه یا پنج شنبه، دوم محرّم سال 61 [هجری] در کربلا فرود آمد. به یارانش رو کرد و فرمود: «آیا این جا کربلاست؟».

گفتند: آری.

حسین علیه السلام به یارانش فرمود: «فرود آیید که این جا، جایگاه اندوه و بلاست!

این جا، محلّ فرود آمدن مَرکب هایمان، و این جا محلّ بار و بُنه ما و ریخته شدن خونمان است».

آنها پیاده شدند و بارهایشان را در جایی کناره فرات، فرود آوردند و خیمه ای را برای حسین علیه السلام و همسران و فرزندانش، بر پا کردند و خویشان حسین علیه السلام، گِرداگِرد خیمه او، خیمه زدند.[13]

---------------------------------------------

***دانلود نوحه شب دوم محرم حاج منصور ارضی(کلیک کنید)***

--------------------------------------------

پی نوشت ها

[1] دانشنامه امام حسین علیه السلام، ج 14، ص: 141

[2] سخنان پيامبر( ص) از كتاب پيام پيامبر و سخنان امام حسين( ع) از آخر كتاب غرر الحكم نقل شده است.

[3] محاسبه نفس يا روش پيشگيرى از وقوع جرم (ترجمه محاسبة النفس)، ص 26

[4] سوره مؤمنون، آیه 101.

[5] سوره طه، آیه 1 و 2.

[6] سوره انبیاء، آیه 28.

[7] سوره اعراف، آیه 56.

[8] بحارالانوار ج 4، ص 101.

[9] اصول کافی، ج 1، ص 528.

[10] کرامات و مقامات عرفانی امام سجاد؛ سید علی حسینی قمی؛ نبوغ چاپ دوم 1381.

[11] دانشنامه امام حسين عليه السلام، ج‏5، ص: 359

[12] عُذَيب الهِجانات، منطقه‏اى در نزديكى قادسيه در عراق، بوده است.





موسسه خیریه حضرت جوادالائمه(ع)|اولین و بزرگترین مرکز نگهداری کودکان بی سرپرست در غرب کشور