سوگند به عظمت قلم !

از مهمترين رويدادهاى زندگى بشر پيدايش خط، و راه افتادن قلم بر صفحه کاغذها يا سنگ ها بود، و همان بود که دوران تاريخ را از ما قبل تاريخ جدا کرد.
گردش نيش قلم بر صفحه کاغذ، سرنوشت بشر را رقم مى زند، لذا پيروزى و شکست جوامع انسانى به نوک قلم ها بسته است .
"قلم " حافظ علوم و دانش ها، پاسدار افکار انديشمندان ، حلقه اتصال فکرى علما، و پل ارتباطى گذشته و آينده بشر است ، و حتى ارتباط آسمان و زمين نيز از طريق لوح و قلم حاصل شده است !
قلم انسان هائى را که جدا از هم ، از نظر زمان و مکان ، زندگى مى کنند پيوند مى دهد، گوئى همه متفکران بشر را در تمام طول تاريخ ، و در تمام صفحه روى زمين در يک کتابخانه بزرگ جمع مى بينى !
"قلم " رازدار بشر، و خزانه دار علوم ، و جمع آورى کننده تجربيات قرون و اعصار است ، و اگر قرآن به آن سوگند ياد مى کند به همين دليل است زيرا هميشه سوگند به يک امر بسيار عظيم و پرارزش ياد مى شود.
و البته "قلم " وسيله اى است براى "ما يسطرون " و نوشته ها که قرآن به هر دو سوگند ياد کرده است ، هم به "ابزار" و هم به "محصول" ابزار.


«ن وَ الْقَلَمِ وَ مَا يَسطرُونَ»1 ؛ نون ، سوگند به قلم و آنچه مي نويسند.


چه سوگند عجيبى ؟ در واقع آنچه به آن در اينجا سوگند ياد شده است؛ ظاهرا موضوع کوچکى است : يک قطعه نى ، و يا چيزى شبيه به آن ، و کمى ماده سياه رنگ ، و سپس سطورى که بر صفحه کاغذ ناچيز رقم زده مى شود.
اما در واقع اين همان چيزى است که سرچشمه پيدايش تمام تمدن هاى انسانى ، و پيشرفت و تکامل علوم ، و بيدارى انديشه ها و افکار، و شکل گرفتن مذهب ها، و سرچشمه هدايت و آگاهى بشر است ، تا آنجا که دوران زندگى بشر را به دو دوران تقسيم مى کند "دوران تاريخ " و "دوران قبل از تاريخ "، دوران تاريخ بشر از زمانى شروع مى شود که خط اختراع شد، و انسان توانست ماجراى زندگى خود را بر صفحات نقش کند، و يا به تعبير ديگر دورانى است که انسان دست به قلم گرديد، و از او "ما يسطرون " يادگار ماند.
"قلم " رازدار بشر، و خزانه دار علوم ، و جمع آورى کننده تجربيات قرون و اعصار است ، و اگر قرآن به آن سوگند ياد مى کند به همين دليل است زيرا هميشه سوگند به يک امر بسيار عظيم و پرارزش ياد مى شود.
عظمت اين سوگند هنگامى آشکارتر مى شود که توجه داشته باشيم آن روزى که اين آيات نازل گشت ، نويسنده و ارباب قلمى در آن محيط وجود نداشت ، و اگر کسانى مختصر سواد خواندن و نوشتن را داشتند تعداد آن ها در کل سرزمين مکه که مرکز عبادى و سياسى و اقتصادى حجاز بود به بيست نفر نمى رسيد، آرى سوگند به قلم ياد کردن در چنين محيطى عظمت خاصى دارد.
و از همه جالبتر اينکه : همه اين سخنان از زبان کسى تراوش ‍ مى کند که خودش درس نخوانده بود، و هرگز به مکتب نرفت و خط ننوشت ، و اين هم دليل بر آن است که چيزى جز وحى آسمانى نيست .
بعضى از مفسران "قلم " را به قلمى تفسير کرده اند که فرشتگان بزرگ خدا وحى آسمانى را با آن مى نويسند، و يا نامه اعمال آدميان را با آن رقم مى زنند، ولى مسلما آيه مفهوم گسترده اى دارد که اين تفسير بيان يکى از مصداق هاى آن است ، همانگونه که "ما يسطرون " نيز مفهوم وسيعى دارد، و تمام آنچه را در طريق هدايت و تکامل فکرى و اخلاقى و عملى بشر به رشته تحرير مى آورند شامل مى شود و منحصر به وحى آسمانى يا اعمال انسان ها نيست .
پيشوايان اسلام در احاديث متعددى به ياران خود تأکيد مى کردند که به حافظه خود قناعت نکنند، و احاديث اسلامى و علوم الهى را به رشته تحرير درآورند، و براى آيندگان به يادگار بگذارند.
بعضى از دانشمندان گفته اند: البيان بيانان : بيان اللسان ، و بيان البنان و بيان اللسان تدرسه الاعوام ، و بيان الاقلام باق على مر الايام !
بيان دو گونه است : بيان زبان ، و بيان قلم ، بيان زبان با گذشت زمان کهنه مى شود و از بين مى رود، ولى بيان قلمها تا ابد باقى است!
و نيز گفته اند: ان قوام امور الدين و الدنيا بشيئين القلم و السيف و السيف تحت القلم؛ پايه امور دين و دنيا بر دو چيز است : "قلم " و "شمشير"و شمشير زير پوشش قلم قرار دارد !
البته تمام آنچه گفته شد درباره قلم هائى است که در مسير حق و عدالت ، و در صراط مستقيم ، گردش مى کند، اما قلم هاى مسموم و گمراه کننده بزرگترين بلا، و عظيمترين خطر براى جوامع انسانى محسوب مى شود. کما اينکه ميبينيم کساني را که با نيش قلم خود چه اعتقادات و باورهايي را خدشه دار ميکنند و به باد فنا ميدهند و راه مقابله اش نيز قلمي بايد باشد قوي تر .
منبع : تفسير نمونه جلد 24
________________________________________
1- سوره قلم آيه 1





موسسه خیریه حضرت جوادالائمه(ع)|اولین و بزرگترین مرکز نگهداری کودکان بی سرپرست در غرب کشور